غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
109
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
شود ، همچنانكه فلاسفه نيز به سيصد مذهب تقسيم مىشوند . تميستيوس در اين رساله يوليانوس را مجاب كرد و او را از آزار مسيحيان منع كرد و او از آزار ايشان دست باز داشت . از فلاسفهء نزديك به زمان او نيكولاوس « 358 » بود كه در شناخت حكمت سرآمد همگان شد . او را كتابى است در خلاصهء فلسفهء ارسطو كه نسخهاى به زبان سريانى ، ترجمهء حنين بن اسحاق ، نزد ما موجود است . و نيز او راست كتابى در باب نباتات و كتاب رد بر كسانى كه عقل و معقولات را يكى مىدانند . ابن بطلان گويد : اصل او از لاذقيه است و در آنجا تولد يافته . نيز از حكماى اين دوره است دوروثيوس . او در رياضى و هيئت و علم احكام نجوم چيره دست بود . آثار او نزد اهل اين دانش در تمام قرون مشهور بوده است . ديگر از حكما ، ديوفانتوس « 359 » است . كتاب او ، به نام اب ، در علم جبر و مقابله است و هر كس به عمق اين كتاب بنگرد آن را درياى پهناورى از اين دانش خواهد يافت . از اين رو او را پدر جبر و مقابله خواندهاند . يوويانوس « 360 » قيصر چون يوليانوس كافر كشته شد سپاه روم بدون پادشاه ماند . پس به مشورت شاپور پادشاه ايران يكى از سرداران را به نام يوويانوس مؤمن به شاهى برگزيدند . او امتناع كرد و گفت من مسيحى هستم و راضى نمىشوم كه پادشاه بتپرستان باشم . سپاهيانش اعلام كردند كه آنان نيز مسيحى هستند و از بيم آن كافر دين خويش آشكار نمىكردهاند . يوويانوس از خزانه صليبى بيرون آورد و ميان لشكرگاه زد . ميان او و ايران صلح برقرار شد و شاپور او را تا نصيبين بدرقه كرد . او نيز نصيبين را به شاپور بخشيد . قيصر روميانى را كه در نصيبين بودند به آمد برد و از آن پس نصيبين از آن ايرانيان شد . يوويانوس پس از يك سال پادشاهى « 361 » بمرد . والنتى نيانوس « 362 » قيصر سيزده سال پادشاهى كرد . « 363 » برادر خود والنس ، را امارت مشرق داد . مردى در قسطنطنيه بر والنس خروج كرد . او را پروگرينوس « 364 » مىگفتند . والنس او را دستگير كرد و فرمان داد سر دو درخت را به هم نزديك كردند و هر پايش را به